Alain Houziaux
گوش کن ، برادر ، آیا خود را واقعا ناتوان میبینی ؟ خسته ایی از همه چیز ، بیشتر از همه از خودت .
ولی به یاد بیاور که در جایی در کتاب قدیم نوشته شده است : " برو با همین قدرتی که داری. آیا این خدا نیست که تو را می فرستد ؟ " داوران ۶ ، ۱۴ .
فقط همین نیرو هایی که در اختیارت هستند را داری، علی رغم این برو . این نیروها توسط همان به تو داده شده است که خورشید و دیگر ستارگان را به حرکت در میاورد.درست این است که کافی باشد ، و کافی خواهد بود .
باید بیاموزی فقیر بودن را ، و قدم برداشتن علی رغم آذوقه کم . باید ایمان داشته باشی با امید و نشانه های کم .
امیدوار بودن در عین کم امیدی.
عشق بورزی علی رغم کمی محبت .
یک گیاه باید بیاموزد چگونه در جایی رشد کند که کاشته شده . و فقط با آن چیزی که دارد ، نمیتواند محل، و خاک کاشته شدنش را انتخاب کند ، ولی میتواند از همان استفاده کند. این درست است که نمی تواند دنیا را تغییر دهد ، ولی ساده ترین گیاه صحرایی میتواند به اندازه خود زمین را گل افشان کند .
فردا را طوری آماده کن که گویا روز آخر زندگانی تو زیر نور این خورشید است ، و شاید اولین روز یک زندگی جدید باشد .
یقینا گزینه های زیادی نخواهی داشت ، ولی همین ها هم کافی هستند . تو سنگ خود را بگذار ، خدا خانه را بنا خواهد کرد . تو بذر خود را بکار ، خدا آن را رشد خواهد داد . تو زخم را ببند، خدا آنرا شفا خواهد داد .
یکی از همین روز ها ، شاید به زودی ، از میان درب نیمه باز خانه ات ، سکوتی آنچنان آرامبخش وارد شود ، که تمام تلخی های روزگارت را بپوشند ، آنچنان نوری که به سایه ها، غم ها حمله کند ،
آنچنان عشقی که دیگر هیچ ضجه ایی، ناراحتی ..را نخواهد گذاشت.
تو سنگ خود را بگذار . آنچنان که دیگر پسران خدا گذاشتند
ترجمه پیر داوود مسیحی اگنستیک
واقعا عالی بود،ممنون که این پست رو گذاشتین.
پاسخ دادنحذفسپاس از شما که منت گذاشته به این کنج نظری انداختید .
حذف