۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه

برو با همین قدرتی که داری

 Alain Houziaux
گوش کن ، برادر ، آیا خود را واقعا ناتوان میبینی ؟ خسته ایی از همه چیز ، بیشتر از همه  از خودت .
ولی به یاد بیاور که در جایی در کتاب قدیم نوشته شده است  : " برو با همین قدرتی که داری. آیا این خدا نیست که تو را می فرستد ؟ " داوران ۶ ، ۱۴ .

 فقط همین نیرو هایی که در اختیارت هستند را داری، علی رغم این برو . این نیروها توسط همان به  تو داده شده است که خورشید و دیگر ستارگان را به حرکت در میاورد.درست این  است که کافی باشد ، و کافی خواهد بود .
باید بیاموزی فقیر بودن را ، و قدم برداشتن علی رغم  آذوقه کم . باید ایمان داشته باشی با امید و نشانه های کم .
امیدوار بودن در عین کم امیدی.
عشق بورزی علی رغم کمی محبت .
یک گیاه باید بیاموزد چگونه در جایی رشد کند  که کاشته شده . و فقط با آن چیزی که دارد ، نمیتواند محل، و خاک  کاشته شدنش را انتخاب کند ، ولی  میتواند از همان استفاده کند. این درست است که نمی تواند دنیا را تغییر دهد ، ولی ساده ترین گیاه صحرایی میتواند  به اندازه خود زمین را گل افشان کند .
فردا را طوری آماده کن که گویا روز آخر زندگانی تو زیر نور  این خورشید است ،  و شاید اولین روز یک زندگی جدید باشد .
یقینا گزینه های زیادی نخواهی داشت ، ولی همین ها هم کافی هستند . تو سنگ خود را بگذار ، خدا خانه را بنا خواهد کرد . تو بذر خود را بکار ، خدا آن را رشد خواهد داد . تو زخم را ببند، خدا آنرا شفا خواهد داد .
 یکی از همین روز ها ، شاید به زودی ، از میان درب نیمه باز خانه ات ، سکوتی آنچنان آرامبخش وارد شود ، که تمام تلخی های روزگارت را بپوشند ، آنچنان نوری که به سایه ها، غم ها  حمله کند ،  
آنچنان عشقی که دیگر هیچ ضجه ایی، ناراحتی ..را  نخواهد گذاشت.
تو سنگ خود را بگذار .  آنچنان که دیگر پسران خدا گذاشتند 

ترجمه پیر داوود مسیحی اگنستیک  

۲ نظر:

  1. واقعا عالی بود،ممنون که این پست رو گذاشتین.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سپاس از شما که منت گذاشته به این کنج نظری انداختید .

      حذف