آی مردم ، خضوع کنید ، چشمها بر هم کشید ، آفتاب جل جلاله محمدی ، اختر تابناک ولایت ، انور من الشمس ، ضل ظلاله الهی ،
یگانه نایب بر حق ابولقاسم المهدی عج ، ارواحکم فداه ، ولی نعمت کل مسلمین جهان ، ....
از فرزند برومند خویش خواستند که از اندرونی بیرون آمده تا به شما مردم بگوید
من رفتم و فرزند من آمد خلف صدق او را به خدا و خداوند سپردم
هموطن گرچه شنیدن این تلخ است ، ولی اگر برای سرنوشت خود و کشور خود تصمیم نگیریم، دیگران هستند برای ما تصمیم خواهند گرفت، حالا این مجتبی نشد مصباح ، مصباح نشد یکی دیگه ، یا اصلا بساط کهنه ولایت فقیه را جمع میکنند بساط نو و استبداد نو برپا میکنند . اینبار به نام دیگر ، القاب دیگر، که تا من و تو به خود بجنبیم و بفهمیم چه شده یک ۲۰ ۳۰ سالی میگذرد ، و همین طور .
آنچنان که از مشروطه گذشت و به کودتاهای پی درپی منجر ، و در نهایت به انقلاب ۵۷ و کشتار ۶۷ و ۷۸ ، ۸۸ ، ....
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر