خبر بریده شدن درختان خیابان پهلوی سابق ، یا همان خیابان مصدق ، یا همان خیابان ولیعصر را شنیده اید، مطلبی خواندم در سایتی که به استعاره میگفت که آنها ایستاده میمیرند .
چندی بعد خبر استرالیا و قوانین جدید پناهندگی آن که دیگر کلا هیچ پناهنده ای که غیر قانونی وارد مرز آن شود را نمیپذیرد را خواندم.
در همان روز خبر شورش هموطنان عزیز به اصطلاح پناهجو که در جزیره نائورو اسکان موقت داده شده بودند، را خواندم.
همزمانی این اخبار مرا به فکر انداخت و منجر به نوشتن این مطلب شد .
که جهات مختلف و شاید نامربوط به هم داشته باشد .
اولی که زیاد برایم مهم نیست ولی برای ثبت در تاریخ میگویم یک شرم باد بر دولت استرلیا است ، که جربزه این را ندارد که از کنوانسیونی که امضا کرده ، خارج شود و بشود مثل بقیه کشور هایی که اصلا وظیفه ای برای کمک به دیگر مردم را برای خود قائل نیستند . و به جای آن این شتر سواری دولا دولا را راه انداخته اند .شرم بر تو، شرم . جالب اینجاست که عضو شورای امنیت هم هستی ، در حمله به عراق و افغانستان بدون مصوبه سازمان ملل همراه جرج دبلیو بوش و رفیق انگلیسی اش هم که بودی، حد اقل مسئولیت پذیر باش .
دیگری این است که ای هموطن ، که رفتی رای دادی ، و وقتی پرسیدم به چه امیدی میروی پای این صندوق آغشته به خون ، گفتی میروم حداقل دلار ارزان شود ، تحریم ها برداشته شود ، میروم رای میدهم که در این خراب شده بشود زندگی کرد .
چرا باید خطر کنم ، میدانی بدون آن مهر در شناسنامه شاید بعدا نتوانم شغل بهتری پیدا کنم ، شاید ......
رفتند و رای دادند و دلار کمی ارزان شد ، آنها که پول داشتند دلار خریدند و هر یک راهی را پیش گرفتند از سر ناچاری .
حالا مهم هم نیست که تعدادی درست بعد از انتخابات اعدام شدند ، یا هنوز در زندانند ، قرار هم نیست بیایند بیرون .
دلار خریدند و رفتند ، و ما را تنها گذاشتند ، اصلا هیچ وقت با ما نبودند. یا در صف ساندیس بودند و ما این طرف ، یا در خانه نشسته بودند در حال تماشای جدید ترین فیلم هالیوود از تلویزیون ضرغامی، در حالی که بقیه در خیابان بودند ،
حالا شندیده ام عده ایی از همان ها به اصطلاح از ترس جانشان به نمایندگی از تمام زندانیان سیاسی ، کشته شدگان آوارگان ... سر از استرالیا در آورده اند ، و برای احقاق حق پایمال شده شان توسط دولت استرالیا ، شجاعانه دست به شورش زده اند ، و اینبار دیگر در خانه ننشسته و همگی مبارزین قهاری گشته اند ، اعتصاب غذا میکنند ، تظاهرات میکنند ....
براستی برای آنچه برایشان مهم است حاضر به دادن هزینه هم هستند .
کاش اینها خودشان میبودند نه آدمک هایی در پوست مبارز سیاسی ، مذهبی ... که بعد از گرفتن اقامت از کشور میزبان ، با کمال افتخار اگرگذرنامه عنکبوت نشان جمهوری اسلامی را تا به حال نگرفته اند یا آنرا از دست داده اند ، جلو لانه این عنکبوت صف میکشند و بعد از بازگشت ظفرمندانه به کشور ، پز اقامتشان در خارج را به من و امثال من میفروشند و میگویند شما داخلی ها اصلان نمیفهمید دموکراسی چیست ، سکولاریزم چیست ....
کاش همینجا میماندند و همچون چناران خیابان مصدق مغرور و ایستاده، گرچه خسته و شاید خمیده ، حق خود را طلب میکردند و به دروغ و تزویر دست نمی یاختند.
ندا ، سهراب ، ستار ، ... شما آسوده بخوابید که ما بازماندگان فقط به دنبال منافع شخصی خود هستیم.
عالی بود !
پاسخ دادنحذف