۱۳۹۱ اسفند ۱۲, شنبه

سوالی چند در مورد جهنم ؟

از تصویر خدا شروع کنیم،که طبق الهیات سنتی ،  شخصیت است  آسمانی.
می توان سوالی کرد از دوستان مسیحی انجیلی  (Evangelicalism) :

- خداوند در انجیل به ما دستور می دهد که دشمنان خود را ببخشیم ، حتی اگر آنها از ما طلب بخشش نکنند.
ولی طبق اصول عقاید (dogma) مسیحیان  کاتولیک، انجیلی (شاخه ایی از پروتستانیزم ،همچنین معروف به تبشیری)  و تقریبا همه دیگر شاخه ها ،خود خدا این کار را نمی کند.  پس آیا درست است اگر بگوییم ما قابلیت بخشش کردن  بیشتری از خود خدا داریم؟
اگر خدا آنان را که توبه نکردند را نمی بخشد ، آیا ما باید ببخشیم؟ آیا چنین دستوری شایسته ی پیروی کردن است؟

- اگر خداوند آن " نا-مسیحیان" را به دوزخ می فرستد ( مسیحیان انجیلی می گویند آنها کسانی هستند که  دوباره متولد نشده اند)     ینی بیش از ۹۰% انسانها در طول تاریخ بشریت تا کنون. آیا واقعا باز میتوان او را نجات دهنده بشریت نام نهاد؟

-
آیا دوزخ الی الابد ، در واقع تداوم و پایایی بدی نیست؟ 

- آیا این عادلانه است که یک نفر که فقط ۱۸، ۲۵ ، ۸۰ سال در این دنیا زندگی کرده ، محکوم به زجر و شکنجه در دوزخ ابدی  گردد؟

-اگر عیسی آن شخصی است که تصویر خدا را به ما نشان میدهد است  ، کجا در انجیل ما بینیم که کسی را  تنبیه کرد، یا دستور به تنبیه کسی داد . اگر مسیح را در حال تنبیه کسی ندیدیم آیا این دلیلی است بر متفاوت بودن او با خدا ، یعنی او از خود خدا (پدر ، اب، خدا هرچه دوست دری اسمش را بگذار) مهربان تر و بخششش عظیم تر است؟

- آن خداییکه با قرار دادن انسانها در دوزخ آنها را تنبیه میکند ،هیچ برتری بر ما ندارد.
چه بسا همانند عدالت انسانی (این جهانی) رفتار میکند. حتی کمی بد تر از ما.
چون هیچ راه بازگشت و شانس دوباره ایی هم به محکوم  نمیدهد. چیزی که حداقل در جوامع غربی دموکراتیک کم و بیش رعایت میشود.

چه کسی مسیحی  باقی می ماند اگر بداند که جهنم و دوزخی در کار نیست؟
برخی از مومنان می گویند ، خوب اگریک دادگاه نهایی وجود نداشته باشد. هرکس هر کاری دلش خواست میکند.
ولی من میتوانم بگویم که من به همسرم وفادار هستم، نه به خاطر احترامی که به پدر او دارم ، یا از برادران قوی جسه اش می ترسم. بلکه به خاطر عشقیست   که به خود او دارم.
آیا ما مسیحی هستیم به  خاطر ترس؟ به خاطر یک  تهدید؟ یا نه به خطر عشق و محبتی که به خدا داریم؟

خدایی  که عیسی به ما نشان داد  هیچ کس را محکوم نمی کند، محبت و عشق او ،قلب  فرد را دگرگون میکند، او بر بدی با خوبی پیروز می شود. 
 

۵ نظر:

  1. یعنی چی اون وقت ؟ کسی که کلی آدم کشته نباید بره جهنم؟ خودت فهمیدی چی گفتی ؟

    پاسخ دادنحذف
  2. با درود به دوست ناشناس عزیز، صحبت های من مبنی بر قبول یک سری فرضیات است که قبل از نتیجه گیری ها آمده،
    با فرض گرفتن آنها سوالاتی که پرسیدم پیش میاید ، و الا اگر اعتقادی به خدای مهربان که از شما میخواهد که دشمنان خود را ببخشید و محبت کنید ، ولو از شما طلب بخشش هم نکرده باشند دیگر نتیجه های صحبت هم بیهوده خواهد بود.

    اگر بخواهم جواب کوتاهی بدهم به سوال کوتاه شما ، خود سوالی میپرسم >
    این من و شما هستیم که میخواهیم که آن فرد جانی .گناه کار ، بی ایمان خارج از دین ..... به جهنم رود ، و آن را در قالب خواست خدا بیان میکنیم؟ ، یا این خود خداست که این را میخواهد؟ ، اگر این خود خداست ، شواهد و قراین در تناقض هستند همان طور که بالا توضیح دادم.
    من فقط دانسته ها را بیان کردم و سوال خود را ، حکمی صادر نکردم .

    پاسخ دادنحذف
  3. کینگ داوید عزیز.با درود

    ما سه مرحله ی رشد داریم که در قران به شکل های مختلف و مثال های متفاوت بیان می شوند که من چند مثال برایت می زنم ازین معنی در فرهنگ قرانی:

    دوزخ....بهشت...دیدار حق

    اصحاب شمال(سمت چپی ها)...اصحاب یمین(سمت راستی ها)....سابقون(شتافتگان)

    من یرید الدنیا(طالب دنیا)...من یرید الاخره(طالب بهشت)...من یرید وجه الله(طالب دیدار حق)

    اشرار...ابرار(نیکان)...احرار(رها شدگان)

    اهل بازی و لعب دنیا...اهل معامله ی آخرت...اهل حق

    جاهل...سالک...واصل

    کافر(در پوشش جهل)...مومن(تصدیق کننده خدا و آخرت)...موقن(به یقین رسیده)

    غرق شده...پیوسته به نوح...نوح

    تاریکی....عبور از پرده(برزخ)...خروج در نور

    دانه ی پوسیده...گیاه رسته...درخت میوه

    هبوط آدم و حوا به زمین(اخراج از بهشت)...توبه ی آدم و حوا (بازگشت به بهشت)...معراج تن و روح با هم به حضور حق

    وضع ارضی (تنی)...وضع قمری(دلی)...وضع شمسی(روحی)

    مرحله ی کوری و کری و گنگی در حق...مرحله ی باز شدن شنوایی دل به حق...مرحله ی گشودن چشم به دیدار حق

    هر سه ی این مراتب محقق است بالفعل نه بالقوه...حی و حاضر نه وعده...فقط اهل دنیا نمی بینند چون کور و کر و لال اند بعد مرگ جسمانی می بینند که سودشان نمی کند...حق نمی شنوند(گوش هاشان سنگین است...فی آذانهم وقر)...(علی ابصارهم غشاوه ...بر چشم هاشان پرده است...و دل هاشان مرده(انک لا تسمع الموتی...نمی توانی به مرده ذکر بشنوانی

    و این رشدو خروج از ظلمت دوری از فطرت علمی دارد...باور ها کفایت از یقین نمی کنند هرگز(ان الظن لا یغنی من الحق شیئا)


    این علم خاص الخاص نزد عوام نیست عمرم ...نزد اهل ذکر است که اولیایند...می فرماید...فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون...اگر علم حق نمی دانید از اهل ذکر بپرسید.علم ذکر که در کتاب مقدس قران آمده تاویلی دارد که این گروه می دانند...راسخون فی العلم اند (کسانی که همتشان رسیدن به حقیقت است).

    ظاهر قصه ی دوزخ و بهشت در ادیان و حتا اساطیر هست ولی این قصه معانی عمیق تاویلی دارد که یکسره از تلقی ظاهر بین و نزدیک بین آدم تاریک و پریشان دنیا متفاوت و به اصطلاح...چیز دیگر است.مرسی از طرح این موضوع قدیمی و کماکان نو ...طعم دوزخ را شکر خدا همه می چشند خوشا کسی که از آتش جهل به امان حق و علم حقانی پناه برد.خوشا کسی که خبری زنده و حق بشنود.دوزخ حق و بهشت حق و میزان حق است.

    اینم نظر فقیر بود...الله اعلم





    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. با سپاس از شما دوست ناشناس عزیز. شما طوری صحبت میکنند به دون هیچ شک و فضای تردید ، که گویا خود تمام اینها که گفتید را دیده اید ، یا کسی که آنرا دیده اول برای شما ثبت کرده که دیده و سپس برای شما آنرا توصیف کرده .
      البته سخن شما از دید گاه یک مسلمان که قران را کلام بلا عیب خدا میداند قابل فهم است(قبول فرضیاتی که خود مورد سوال هستند ) ، ولی نه برای کسانی که خود نفس زندگی ، خدا ، رابطه او با ما ،آغاز و پایان این جهان، ... خود از جمله سوالات مهم بی پاسخ هستند.

      مطلب بالا و سوالاتی که در آن عنوان شده، مبتنی بر فرضیاتی ست که از مسیحیت بر میاید ، و نه از اسلام . و الا همان طور که شما خود توضیح دادید ، به جهنم رفتن انسان ها به خاطر نافرمانی از لله به هیچ وجه در تناقض با شخصیت الله نیست(از مسلمان نمیخواهد که دشمنش را ببخشد بلکه فرمان به تنبیه یا کشتن او نیز میدهد) ، ولی از دید من در تناقض با خداییست که خود دستور به بخشیدن دشمنان را میدهد ولو از طرف طلب بخشش هم نکرده باشد.

      حذف
  4. aga chera pichidash mikonid. jahanom behesht tu hamin donyast. vadeye jahanam o behesht fagat vase tarsondan va omidvar kardane mardome. aga sakhti bekesh khoda avazesho on donya behet mide...ya belax darbare jahanam. jahanom behesht hamin donyast ba karaee ke khode adam anajm mide sakhte mishe tu hamin donya. ama har kas nazaresh vase khodesh mohtarame

    پاسخ دادنحذف