۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

عذاب الهی؟

اصل خبر شاید کمی قدیمی باشد، مربوط به زمانی که من این وبلاگ را شروع نکرده بودم. ولی برای توضیح مطلبم به کار میاید .
شاخ افریقا دچار یک قحطی دهشتناک شده . این مربوط به سال ۲۰۱۱ میباشد ، ولی موارد مشابه آن همه روزه   در گوشه و کنار جهان اتفاق می افتد .
 چیزی که از تلویزیون می بینیم تصاویری هستند وحشتناک. هزاران کودک از گرسنگی می میرند. آنها را می بینیم به شکل اسکلت هایی با چشمان فرو رفته ، بدون رمق، و با شکم هایی بسیار بر آمده،  پر از انگل ها و کرم های خون آشام که  تا آخرین رمق و نای او را میمکند قبل از اینکه بمیرد .
مادرانی می بینیم بی امید، که کاری جز در آغوش گرفتن کودکانشان نمیتوانند انجام دهند ، تا زمانی که مرگ دلبندشان را ازآنها بازستاند .
این خبر جدید نیست، بلکه فقط به اندازه ای بزرگ است که بر صفحه تلویزیون بیاید.
گفته میشد که کمک های انسان دوستانه به راحتی به آنها دسترسی ندارد چون منطقه دستخوش رویارویی نیروهای مسلح مخالف است.... این بدبختی و حماقت انسان را دوباره گوشزد میکند .
ولی همچنین در میان این جهنم -که واقعا در اینجا وجود دارد- می توان خصائل، شرافت  و فضیلت های عظیم انسانی را دید .
مادری تازه بچه اش را به دنیا آورده ، ولی مجبور میشوند که او را ببرند چون نشان از ابتلا به وبا در او میبینند .
زنی دیگرمسئولیت نگهداری از کودک تازه متولد شده را به عهده میگیرد.
وقتی خبرنگار با او در حال صحبت بود ،زن به خبر نگار گفت : "من هیچ ندارم که به این کودک دهم ، و به احتمال زیاد او خواهد مرد ، ولی میتوانم عشق و محبتم را به وی دهم".
چطور این دو واقعیت متضاد انسانی میتواند در این دنیا وجود داشته باشد؟

پس آن خدا کجاست ؟
این مهمترین سوال است ، آنها که به خدایی اعتقاد دارند که در امور دنیا دخالت میکند ، مجبورند به دنبال توضیحات بسیاری بگردند تا از او به خاطر این سکوت بسیار بسیار طولانی سلب اتهام کنند.
بعضی از این توضیحات حتی خیلی بی رحمانه است، مانند آن مومن که به من گفت که همه ی اینها یک دادگاه الهی است  به خاطر گناهان انسان، البته این سخن سرشار از ایمان  را در حالی میزد که در خانه ی راحت خود نشسته بود،  تصورمن اینست که خود را حتما بی گناه تر و بهتر از آن کودکان بی گناه و معصوم میدانست. یادم میاید سر زلزله بم که بعضی میگفتند که چون بیشتر شهر قاچاق مواد مخدرمی کنند خدا بلا برسرشان آورده، یا آن احمق که میگفت این به خاطر بی حجابی زنان است .نادانسته چه سخیف و بی رحم نشان میداد خدای خود را. 
نمتوان به خدایی به این بی رحمی و بدجنسی (تئوری امتحان مسلمانان) اعتقاد داشت. ولی سوال سر جایش هست. پس خدا کجاست؟

خدا با آن کودکان، مادران ، آن افراد بی چاره است.  خدایی بی قدرت که نیمتواند کاری انجام دهد ؟ یا نه میتواند؟   
خدا منبع و سرچشمه ی زندگانی  و عشق است . در او هستیم و وجود داریم ،حرکت میکنیم  همنطور که پولس  میگفت.
بنابرین این افراد گرسنه هستند در او،نه اینکه جدا افتاده باشند در حاشیه و بیرون از او.
ولی از کجا کمک خواهد رسید؟ خدا وارد عمل نخواهد شد، ولی ...... او میتواند رخ دهد. خدا رخ میدهد هنگامی که انسانها شفقت را به جسم در آورند . پس این ما هستیم ، آنهایی که در شرایط دیگری هستند ، سزاوار است وارد عمل شوند، دخالت کنند.به طور مشخص تر مسیحیانی که خود را پیرو عیسی ناصری میدانند . در واقع ما مشیت الهی هستیم . شبیه آنچه فیلسوفی میگفت؛ که خدا  عمل دلسوزانه است .

ملکوت و پادشاهی خدا یک راه و روش جدید انسان بودن است. جهانی بر پایه عدل آزادی و محبت . نه جهانی دیگر ساخته شده بر روی ابرها.
عیسی به ما این راه را نشان داد که چگونه به مبارزه همه آن چیز ها که انسان ها را تنزل میدهد برویم. همه آن چیز ها که انسان ها را بی شخصیت میکند . یک پادشاهی بر مبنای این عشق و محبت که خدا باشد. شکایت میکند از همه آن قدرتها، آن دلالان، که خود را صاحب دنیا میپندارند .ملکوت خدا ما را به این چالش دعوت میکند که عهدی داشته باشیم با آن خواهران و برادرانمان که در زجر هستند . که دچار این شرایط شدند بخاطر اینکه در جایی و زمانی به دنیا آمده اند که فقط خشونت و فقط گریبان
گیرشان میشود.
باید کاری کنیم. آیا به این ندای درونی برای دخالت و وارد عمل شدن گوش خواهیم داد؟
؟آیا پیرو آن شخص که  کارهای نیک کرد خواهیم بود؟ آیا آن ملکوت که عیسی در موردش صحبت می کرد را مجسم خواهیم کرد؟
آیا می خواهیم جواب و مشیت خدا باشیم ؟
 
  
       
 

۲ نظر:

  1. ما در قران داریم که خدا انسان ها را با این مشکلات به آزمایش میگذارد ، شما همه چیز را دنیوی میبینید .
    بعضی مواقع هم خدا انسان ها را به خاطر گناهانشان تنبیه میکند. شما اگر اسم خودت رو مسیحی میزاری، برو انجیل عهد قدیم رو بخون، پره از این جور مثال ها که خدا بندگان رو با بلا نازل کردن تنبیه میکنه .

    پاسخ دادنحذف
  2. پس این خدا عجب خدای بی رحم و بیماریست. حتی در عدالت انسانی هم این دهشتناک است که برای امتح یکی دیگری را به بلا مبتلا کرد،، هدف هیچ وقت وسیله را توجیه نمیکند ، یعنی حتی اگر مورد ادعا درست باشد (بلا برای امتحان) باز این اخلاقی نیست که کسی به این خاطر زجر ببیند .


    در مورد عهد قدیم و خدای عهد قدیم ، من به شخصه اتقادی به این ندارم که آنچه در عهد قدیم به نام خدا انجام شده ، واقعا خدا پشت آن اعمال بوده باشد،
    آنچه در آنجا اتفاق افتاده همچون همان الله مدینه است که دستور به قتل کافران و مشرکان و کلا دیگران میدهد .

    این دلیل نمیشود کل انجیل عهد قدیم را بی اعتبار بدانم ، بلکه آن را حقیقت مطلق نمیدانم ، و معیار من برای سنجش متون ،راه و روش و منش عیسی ناصری است . اگر با او در تناقض باشد و آن چهره از خدا ی پدر که او نشان داد ،من خدایی که عیسی نشان میدهد را باور میکنم و نه آن تصویر خدای دیگر.

    وقتی میگوییم عیسی تجسم خدا است ، منظور همین است که او نشان داد خدا چه گونه است ، در میان تصاویر مختلف که ما از خدا داشتیم ( قهار، مهربان ، انتقام جو، خودخواه ، یاری رسان ، جنگجو...) او آن تصویر (به نظر من) واقعی را نشان داد.

    پاسخ دادنحذف